brail منابع اقتصادی خودروسازان سرمایه گذار

brail: منابع اقتصادی خودروسازان سرمایه گذار سرمایه گذاری خودروساز بانکداری خودروسازها ایران خودروسایپا

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی بدون هزینه از طالبان انتقام گرفتیم/ روایت روزی که سفیر سابق پاکستان در کشور عز

حسین موسویان در تشریح مذاکرات خود با جاوید حسین، سفیر وقت پاکستان، بعد از حمله به کنسولگری کشورمان در مزار شریف تأکید می کند که همه مذاکرات انجام شده است بر اسا

بدون هزینه از طالبان انتقام گرفتیم/ روایت روزی که سفیر سابق پاکستان در کشور عز

موسویان: بدون هزینه از طالبان انتقام گرفتیم/ روایت روزی که سفیر سابق پاکستان در کشور عزیزمان ایران از کار یک سایت خبری شوکه شد

عبارات مهم : امنیت

حسین موسویان در تشریح مذاکرات خود با جاوید حسین، سفیر وقت پاکستان، بعد از حمله به کنسولگری کشورمان در مزار شریف تأکید می کند که همه مذاکرات انجام شده است بر اساس نظر مقامات وقت جمهوری اسلامی کشور عزیزمان ایران انجام شده است است.

به گزارش آنا، جاوید حسین، دیپلمات پاکستانی در سال های 76 تا 82 به عنوان سفیر پاکستان در پایتخت کشور عزیزمان ایران خدمت می کرد. او به تازگی کتابی نوشته است که یکی از فصل های آن به خاطرات حضورش در پایتخت کشور عزیزمان ایران برمی گردد.

بدون هزینه از طالبان انتقام گرفتیم/ روایت روزی که سفیر سابق پاکستان در کشور عز

او در این فصل به روابط پاکستان با کشور عزیزمان ایران و دیدارهایش با مقامات وقت کشور عزیزمان ایران از جمله حسین موسویان، دیپلمات ارشد ایرانی می پردازد. یکی از وب سایتهای خبری منتقد دولت، بخش هایی از این فصل را ترجمه کرده و روی خروجی خود قرار داده است.

در این بخش ها جاوید حسین مدعی بوده که موسویان، مدیر وقت کمیته روابط خارجی شورای عالی امنیت ملی نظرات متفاوتی با وزارت امور خارجه داشته و حتی چنین وانمود شده است که او دیپلماسی تحقیر شده است ای در برابر پاکستان داشته است.

حسین موسویان در تشریح مذاکرات خود با جاوید حسین، سفیر وقت پاکستان، بعد از حمله به کنسولگری کشورمان در مزار شریف تأکید می کند که همه مذاکرات انجام شده است بر اسا

این پرسشها باعث شد تا از اوضاع آن روزها با موسویان صحبت کنیم. موسویان روایت دیگری از این اتفاق ها داشت و حتی جهت اثبات حرف هایش تصمیم می گیرد تا شخصا با جاوید حسین به صورت ایمیلی ارتباط بگیرد تا جاوید حسین هم بگوید که آن سایت خبری، با گزینش بخش هایی خاص از کتاب و از بین بردن بخش های دیگر به جایی برسد که می خواسته هست. او متن این ایمیل ها را در اختیار آنا قرار داده است.

مشروح این مصاحبه را می خوانید:

اخیرا آقای جاوید حسین سفیر وقت پاکستان در پایتخت کشور عزیزمان ایران در کتابی به ذکر خاطرات خود از دوران مأموریتش در کشور عزیزمان ایران پرداخته هست. او از جمله به مذاکرات و گفت و گوهایش با جنابعالی که در آن وقت مدیر کمیته خارجی شورای عالی امنیت ملی بودید، اشاره می کند و می نویسد شما علی رغم مواضع وقت نظام جمهوری اسلامی نسبت به پاکستان منادی خبر جدیدی بودید. یعنی در حالی که کشور عزیزمان ایران اعتقاد بود به علت حمایت پاکستان از طالبان، این کشور در کشتار دیپلمات های کشور عزیزمان ایران مسئولیت دارد و رابطه اش را با پاکستان به کمترین سطح رسانده بود، شما پیغام جدیدی داشتید. آیا این عنوان را تأیید می کنید و در صورت تأیید علت موضع متفاوت شما چه بود؟

من متن ترجمه فارسی کتاب ایشان راندیده ام. قضیه هم مربوط به حدود 20 سال پیش است که طبیعتا باید به اسناد مذاکرات در شورای عالی امنیت ملی و وزارت امور خارجه مراجعه شود. در متن کتاب مهم که به زبان انگلیسی هست، وی نقل می کند که در ماه های آخر سال 2000، وزیر امور خارجه پاکستان از آقای دکتر روحانی جهت انجام سفر به پاکستان دعوت رسمی به عمل آورد و پیرو این دعوت، وی با من که درآن مقطع مسئولیت سیاست خارجی دبیرخانه شورای امنیت ملی را بر عهده داشتم، دیدار داشته است.

بدون هزینه از طالبان انتقام گرفتیم/ روایت روزی که سفیر سابق پاکستان در کشور عز

سفیر پاکستان درمورد نخستین ملاقاتش با من چنین می نویسد: «از این متعجب شدم که علی رغم مسئولان وزارت امور خارجه که روی پرسشها تاکتیکی روزانه روابط متمرکز بودند،حسین موسویان نکات برجسته و محسوسی از امکان روابط استراتژیک درابعاد دو جانبه و منطقه ای بین کشور عزیزمان ایران و پاکستان را مطرح کرد و گفت که آقای روحانی بعد ازبررسی عمیق موضوع، از حوادثی که منجر به تخریب روابط شده، عمیقا ناراحت شده است اند.»

یک توضیح را مورد نیاز می دانم و آن اینکه شورای عالی امنیت ملی، استراتژی های کلان روابط و سیاست خارجی را بررسی و تصمیم گیری می کند و لذا دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز بر این اساس، در سفرها در مورد پرسشها کلان روابط گفت وگو می کند. لذا مسئول سیاست خارجی در دبیرخانه شورای امنیت هم در پیگیری و هماهنگی سفر دبیر شورای امنیت ملی و در ملاقات با سفرای خارجی مربوطه راجع به پرسشها کلان و استراتژیک روابط گفت وگو می کند. وزارت امور خارجه ضمن اینکه پرسشها کلان و استراتژیک روابط را در دستور کار دارد، مسایل فنی، تکنیکی، تاکتیکی و روزانه امور کنسولی، سیاسی، فرهنگی، تجاری و غیره را نیز عهده دار است.

حسین موسویان در تشریح مذاکرات خود با جاوید حسین، سفیر وقت پاکستان، بعد از حمله به کنسولگری کشورمان در مزار شریف تأکید می کند که همه مذاکرات انجام شده است بر اسا

درمورد آن سفر آقای روحانی هم من با مسئولان وقت وزارت امور خارجه درتماس بوده و راجع به محورها هماهنگی انجام دادم و هر دو اتفاق نظر داشتیم که درجریان سفر دکتر روحانی، ابعاد استراتژیک و کلان روابط مورد گفت وگو قرار گیرد. لذا گفت وگوهای من با سفیر دقیقا درچارچوب وظایف شورای عالی امنیت ملی و نیز با هماهنگی کامل با وزارت امور خارجه و دکتر روحانی بود و تناقضی هم درکار نبود.

کم وکیف تفاهمنامه ای که درجریان سفر دکتر روحانی به پاکستان امضاء شد، چه بود؟ آیا درست است که شما به سفیر پاکستان گفته اید «هرچه می خواهی درپیش نویس تفاهمنامه بنویس، طرف ایرانی هم قبول خواهد کرد»؟

بدون هزینه از طالبان انتقام گرفتیم/ روایت روزی که سفیر سابق پاکستان در کشور عز

تهیه و امضای تفاهمنامه ها با سایر کشورها مسیر و روند مشخصی دارد و دستگاه های مختلفی از نظر حقوقی و محتوی بررسی های مفصل مقدماتی دارند. چندروز پیش در سایت رجانیوز که به مناسبت اتفاق تروریستی مرز میرجاوه تحت عنوان: «چگونه دیپلماسی تحقیر آمیز سلب امنیت می کند؟»، گزارشی از متن فارسی کتاب خاطرات سفیر وقت پاکستان از ملاقات با من را اینگونه عنوان کرده بود: «…موسویان گفت هرچه بنویسی طرف ایرانی قبول خواهد کرد.

روز بعد یک کپی از پیش نویس یادداشت تفاهم آماده شده است را به حسین موسویان دادم که او هم یک روز بعد موافقت طرف ایرانی با متن تهیه شده است را بدون هیچ گونه تغییری به طور شفاهی تایید کرد و به من اطمینان داد که به زودی همان پیش نویس که تهیه کرده بودم به وسیله دولت کشور عزیزمان ایران جهت این که طی سفر 24 تا 27 آوریل (3 تا 6 خرداد) 2001 حسن روحانی به پاکستان به امضای او و عبدالستار، وزیر امور خارجه (وقت) پاکستان برسد، به طور رسمی مورد تایید قرار خواهد گرفت و این دقیقا همان چیزی بود که چند روز بعد اتفاق افتاد.»

طبیعی است که چنین مطلبی هر خواننده ای را متعجب می کند، لیکن که خود من هم با خواندن این گزارش شوکه شدم. اتفاقا یک روز بعد از گزارش آن سایت، ایمیلی از جاوید حسین، سفیر وقت پاکستان و نویسنده کتاب مورد بحث، دریافت کردم که نظراتش نسبت به مقاله من در روزنامه واشنگتن تایمز را ابراز کرده بود. در مقاله ای که هفته قبل درروزنامه واشنگتن تایمز آمریکا منتشرشد، ده اصل را جهت حل مسأله افغانستان ارائه کرده بودم. من از وقت استفاده کرده و مطلب سایت مذکور را برایش نقل کردم. جاوید حسین درایمیل جوابیه اینگونه پاسخ داد:

«من شوکه شدم از اینکه شنیدم رجا نیوز با نقل یک جمله از اینجا و آنجای متن کتاب من، تلاش کرده یک برداشت نادرستی از ملاقات های مفصلی که در 2001 راجع به سفر آقای روحانی داشتیم تلقین کند. دربخش مربوطه در کتاب به طور کاملا روشن گفته شده است که ما ملاقات های متعددی در طول چند ماه درمورد مقدمات سفر داشتیم و شما زمانی به من اجازه دادید که متن پیش نویس تفاهمنامه آقای روحانی و آقای عبد الستار، وزیر امور خارجه را تهیه کنم که ما در خلال این گفت وگوهای مفصل، روی پارامترهای این تفاهم نامه به توافق رسیده بودیم.

من درکتابم ذکر کردم اجازه شما، نشان اعتماد شما به توانایی من در تهیه متنی بود که تمام محورهای توافق شده است فی مابین را منعکس کرده و دربرگیرد. درحقیقت اینکه دو دولت ما متن را تایید کردند، نشان داد که متن مشمول بر ماهیت گفت وگوهای جامعی بود که من و شما درطول چند ماه جهت تهیه این چارچوب انجام داده بودیم و تفاهمنامه هم دقیقا طبق همان محورهایی بود که من وشما با اطلاع دو دولت درطول ملاقات ها به توافق رسیده بودیم.»

البته من متن کتاب مهم به زبان انگلیسی را هم مطالعه کردم و دیدم که پاسخ سفیر وقت پاکستان به من درست هست. او در کتابش نوشته که نخستین ملاقاتم با موسویان در آخرهای دسامبر (آذر) 2000 بود و تصریح کرده که ما ملاقات های متعدد در مورد مقدمات سفر دکتر روحانی داشتیم و تفاهمنامه هم حاصل چند ماه گفت وگو بود.

سفیر درکتابش نوشته: «پارامترهای سفر دکتر روحانی درطول چندماه گفت وگوهای من و حسین موسویان بطور دقیق کار شد. از خلال گفت وگوها جهت من روشن بود که کشور عزیزمان ایران علاقه مند به بازسازی روابط گرم سنتی ایران-پاکستان و تقویت ابعاد سیاسی، اقتصادی، امنیتی، تجاری، فنی و فرهنگی روابط است… درمارس (اسفند) 2001، بعد از گفت وگوها و تبادل نظرهای مفصل و کارمقدماتی قابل ملاحظه، من و حسین موسویان توافق کردیم که این موارد درقالب یک تفاهمنامه به امضاء روحانی و عبد الستار برسد تا روابط به ریل عادی خود برگردد، همکاری های متقابل توسعه یابد و تبادل وزراء ساماندهی شود…»

نهایتا هم سفیر می نویسد که تفاهم نامه مذکور در آخرهای آوریل (اردیبهشت) 2001 و درجریان سفر دکتر روحانی به امضاء او و وزیر امور خارجه وقت پاکستان رسید.

لذا تردیدی نیست که گفت وگوهای من و سفیر چهار ماه طول کشید و جلسات طولانی و متعددی داشتیم تا چهارچوب تفاهم نامه احیای روابط را دقیق و کلمه به کلمه مشخص کنیم. بعد از این مرحله، یکی از دو طرف باید پیش نویس را براساس تفاهمات انجام شده است تهیه می کرد. من به جاوید حسین گفتم شما تهیه کنید. هنگامی که برایم فرستاد، دیدم انصافا مو به مو و کلمه به کلمه هرچه درطول گفت وگوها به توافق رسیده ایم را آورده هست. لذا همان متن مورد قبول واقع شد. منتهی درطول این چند ماه و بعد از هرجلسه من با همکاران وزارت امور خارجه و دکتر روحانی موارد را گفت وگو و هماهنگ می کردم.

یکی دیگر از پرسشها مطرح در کتاب این است که شما از جانب مقامات نظام حامل این پیغام بودید که جمهوری اسلامی حاضر است به نوعی طالبان را مورد شناسایی قرار دهد و نقش نمادین جهت ائتلاف شمال قائل باشد. آیا این عنوان را تأیید می کنید؟

من درملاقات ها دو توصیه را مطرح کردم. اول آمادگی کشور عزیزمان ایران جهت روابط دوستانه و استراتژیک و همکاری های جامع بین دوکشور و دوم همکاری یکسان جهت ایجاد صلح و ثبات درافغانستان. درآن مقطع طالبان اکثر خاک افغانستان مشمول بر کابل را دراختیار داشت. من تاکید بر دولتی فراگیر مشمول بر پشتون ها و غیر پشتون ها و اینکه اقلیت شیعه و تاجیک هم متناسب با وزن و جمعیت خود باید سهم داشته باشند، داشتم. تا اینجای کار سفیر پاکستان شخصا با من موافق بود منتهی تفسیر ایشان از پشتون ها این بود که طالبان پشتون ها را نمایندگی می کند که من این حرف را قبول نداشتم.

منتهی همانطور که سفیر در کتابش توضیح داده، اسلام آباد اصولا با دولت فراگیر مشمول بر پشتون ها و غیر پشتون ها مخالف و به دنبال حاکمیت انحصاری طالبان بر پاکستان بود. سفیر پاکستان درکتابش اینگونه نوشته: «در فوریه (بهمن) 2001، موسویان پیشنهادی داد که روشن بود ازطرف مقامات عالی کشورش بود، مبنی برتفاهم کشور عزیزمان ایران و پاکستان جهت ایجاد آشتی ملی درافغانستان جهت خاتمه دادن به جنگ داخلی این کشور. درقالب این پیشنهاد، جبهه شمال سهم سمبولیک در دولت کابل خواهد داشت که در آن مقطع طالبان درکنترل داشت.»

اگر دقیق توجه شود اصل نقل قول سفیر درمورد طرح آشتی ملی جهت خاتمه جنگ در افغانستان و دادن سهم به جبهه شمال بود که این مطلب درست هست. سفیر پاکستان مدعی نیست که ما حاضر به رسمیت شناختن طالبان بوده ایم. این اختلاف هم بین من و سفیر بود که او طالبان را نماینده کل پشتون ها می دانست و ما هم قبول نداشتیم. منتهی درآن مقطع دولت پاکستان دنبال حکومت انحصاری طالبان بود و کل حرف سفیر هم دراین کتاب این است که مقصر اوضاع افغانستان، دولت پاکستان است که پیشنهادات و حسن نیت های کشور عزیزمان ایران را نپذیرفت. او می گوید چند ماه بعد از سرسختی های اسلام آباد هم، آمریکا به افغانستان حمله و طالبان را با همکاری ایران، قلع و قمع کرد.

اتفاقا در ایمیلی که جاوید حسین چند روز قبل جهت من ارسال کرده هست، پیشنهادات ده گانه من در مقاله روزنامه واشنگتن تایمز را تایید ولی انتقاد کرده که آیا من به طالبان اشاره نکرده ام. این همان اختلافی است که من و او درگفت وگوهای بیست سال پیش هم داشتیم و او مجدد و بعد از بیست سال همین انتقاد را به مقاله هفته پیش من کرده است.

یکی از مباحث مطرح میان کشور عزیزمان ایران و پاکستان در آن وقت به کشتار دیپلمات های ایرانی برمی گردد، هنوز این پرسش پاسخ مشخصی پیدا نکرده که آیا دیپلمات های ما با وجود نگرانی های ناشی از طالبان در مزارشریف باقی ماندند؟ روایت آقای جاوید حسین این است که آقای علاءالدین بروجردی از طریق پاکستان به دیپلمات های ما اطمینان داده بود که در مزارشریف باقی بمانند. روایت شما چیست؟

تا آنجایی که من به خاطر دارم آقای بروجردی از اسلام آباد خواسته بود که امنیت دیپلمات های ما حفظ شود و آنها هم قول داده بودند. به هرحال این موضوعی است که نقل صحیح آن را خود آقای بروجردی باید بیان کنند.

گفته می شود که در آن دوره جمهوری اسلامی کشور عزیزمان ایران آماده بود تا پاسخ نظامی به کشتار دیپلمات های ایرانی بدهد ولی این عنوان منتفی شد. با توجه به سمت شما در شورای عالی امنیت ملی چه موضوعاتی باعث شد که کشور عزیزمان ایران ترجیح بدهد که قید تصویر العمل نظامی را بزند و نقش دولت وقت (دولت آقای خاتمی) و همچنین آقای روحانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی در این میان چه بود؟

آن مقطع بسیارحساس بود لیکن چند دیپلمات ما مظلومانه به شهادت رسیده بودند و ده ها هزار نیروی نظامی کشور عزیزمان ایران درمرز به حالت آماده باش درآمده و منتظر دستور مرکز جهت ورود به خاک افغانستان بودند. در شورای امنیت ملی جلسات زیادی داشتیم. نهایتا دو نظر وجود داشت. یک نظر اعتقاد به ورود به خاک افغانستان و جنگ باطالبان بود و نظر دیگر هم مخالف ورود کشور عزیزمان ایران به یک جنگ تازه آن هم بعد از جنگ تحمیلی هشت ساله بود. دکتر روحانی و من جزء کسانی بودیم که مخالف ورود نیروهای مسلح کشور عزیزمان ایران به خاک پاکستان جهت جنگ با طالبان بودیم. نهایتا گزارش دو نظر تقدیم مقام معظم رهبری شد و معظم له نیز با ورود نیروهای مسلح به خاک افغانستان مخالفت کردند.

دولت طالبان نهایتا با مداخله نظامی آمریکا سرنگون شد، آن وقت در شورای عالی امنیت ملی چه مباحث و نظر هایی نسبت به این حمله وجود داشت؟ و آیا بعضی روایت ها از کمک کشور عزیزمان ایران به ائتلاف بین المللی جهت حمله به افغانستان صحت دارد؟

وقتی که آمریکا تصمیم به جنگ با طالبان گرفت، جبهه شمال متفقا مایل به همکاری با آمریکا جهت سرنگونی طالبان بودند. کشور عزیزمان ایران هم با خواست جبهه شمال مخالفت نکرد. رایان کراکر، سفیر پیشین آمریکا در افغانستان هم درخاطرات خود نوشته که او با دیپلمات های کشور عزیزمان ایران دیدار و آنها هم جهت سرنگونی طالبان بطور مثبت همکاری کردند. به هرحال کشور عزیزمان ایران و آمریکا هر دو البته با اهدافی متفاوت یک منفعت یکسان در مورد ساقط کردن حکومت طالبان داشتند. ضمن اینکه ما منتظر فرصتی جهت انتقام از طالبان درمورد شهادت دیپلمات هایمان هم بودیم. شرایطی پیش آمد که بدون هزینه به بخشی از اهدافمان دست یابیم.

واژه های کلیدی: امنیت | ایران | ایرانی | پاکستان | پاکستان | حسن روحانی | دکتر روحانی | وزیر امور خارجه | وزارت امور خارجه

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs